عبد الحسين نوايى
69
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
از كسانى كه گرفتار شده بودند و در باغ شاه مقيد بودند ، محمد على شاه كينهء سختى نسبت به ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و ملك المتكلمين داشت و از اين روى ، بعد از بمباران مجلس ، اين دو مجاهد راه آزادى را بدون محاكمه و دادرسى شهيد كرد . دربارهء چگونگى شهادت اين دو مرد بزرگ يكى از فراشانى كه ناظر اين صحنهء خونين بوده حكايت مىكند كه آندو را دستبسته به حضور محمد على شاه آوردند و محمد على شاه كه از ديدن آنها سخت غضبناك شده بود ، زبان به فحش و دشنام نسبت به آنها گشود و سپس فرمان داد تا ميرغضبها پيش آمده طنابى به گردن آنها انداختند و آنقدر طناب را كشيدند تا جان سپردند . ظاهرا محمد على - شاه بىميل نبود كه ساير گرفتارشدگان و آزادىخواهان را نيز هلاك كند . ولى از ترس نكوهش جرايد خارجى و به واسطهء بيم از اعتراض بيگانگان ، از اين كار خود - دارى كرد . از اينرو ، سايرين مدتى در باغ شاه گرفتار و دچار محاكمه و بازپرسى بودند و برخى زودتر و جمعى ديرتر آزاد شدند . سيد بهبهانى فقط سه روز در باغ شاه مقيد بود و پس از سه روز او را به خاك كلهر تبعيد كردند . سيد طباطبائى را به واسطهء وساطت زن محمد على شاه كه دختر كامران ميرزا نايب السلطنه بود مجبور كردند كه در ونك اقامت نمايد و فرزند طباطبائى ، سيد محمد صادق طباطبائى را به فرمان شاه به اروپا تبعيد كردند . روز بعد از بمباران مجلس روز چهارشنبه 24 ج 2 يعنى روز بعد از بمباران مجلس فرمان حكومتنظامى كه به دست لياخوف نوشته شده بود در تهران انتشار يافت و تمام آثار و مواليد مشروطيت يكباره از ميان رفت و از آنهمه انجمنها و روزنامهها ديگر اثرى باقى نماند و در همين روز بود كه در بازارها جار زدند كه كسبه بايد دكانها را كه بسته بود